سرو سهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرو سهی . [ س َرْ وِ س َ ] (اِخ ) نام لحن یازدهم از سی لحن باربد. (انجمن آرا) (برهان ) (رشیدی ) : برزند نارو بر سرو سهی سرو سهی برزند بلبل بر تارک گل قالوسی . منوچهری . نوبتی پالیزبان و نوبتی سرو سهی نوبتی روشن چراغ و نوبتی گاویزنه . منوچهری . گهی سرو سهی را ساز دادی سهی سروش به خون خط بازدادی . نظامی . و رجوع به سرو شود.