سرو پیاده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرو پیاده . [ س َرْ وِ دَ / دِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) سرو کوچک که بقدر قامت مرد پیاده بود و آن بسیار خوشنما باشد. (غیاث ). نوعی از سرو کوتاه . مقابل سرو سواره . (آنندراج ) : سرو پیاده خوش بود اندر چمن ولی آن سرومن پیاده خوش است و سوار خوش . میرخسرو (از آنندراج ). چشم پیاله عاشق مینای باده است این شوخ چشم قمری سرو پیاده است . سلیم (از آنندراج ).