سرپل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرپل . [ س َ پ ُ ] (اِخ ) از قرای معروف بلوک ذهاب و قصر که در محل اتصال دو رود در قصر شیرین بنا شده . از دوره های قدیم مسکون بوده و در این نقطه دمرگان کتیبه ای یافته که از حیث حجاری قدیمترین آثار صنعتی آسیا و متعلق به آنوبانی نی است و این کتیبه در تخته سنگی در ٣٠ متر ارتفاع کنده شده و مجسمه ٔ شاه را که پا بر روی اسیری گذاشته نشان میدهد که از الهه نی نی دو اسیر میگیرد که دماغ یکی را مهار کرده و اسرای دیگر در زیر و کتیبه های آن بواسطه ٔ قدمت کاملاً خوانا نیست ولی از نظر تاریخی بسیار مهم است . (جغرافیای سیاسی کیهان ص ٤٥٦). سرپل ذهاب . نام محلی کنار راه کرمانشاه و قصر شیرین میان پاطاق و قره بلاغ در ٧٢هزارگزی تهران .
سرپل . [ س َ پ ُ ] (اِخ ) نام شهرکی است نزدیک سمرقند بر کنار آب . (المعجم ). نام ناحیتی است نزدیک قرشی . (یادداشت مؤلف ).