سرکنگبین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرکنگبین . [ س ِ ک َ گ َ ] (اِ مرکب ) از: سرکه + انگبین . سکنگبین . سکنجبین . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). سکنجبین و آن مرکبی باشد از سرکه و عسل، چه انگبین بمعنی عسل است . (برهان ). سکنجبین، چه سِک بمعنی سرکه وانجبین معرب انگبین . (غیاث ). مرکب است از سرکه و انگبین، یعنی عسل، و سکنجبین معرب آن است : عاقبت سرکنگبین صفرا فزود روغن بادام خشکی مینمود. مولوی . گو برو سرکنگبین شو از شکر. مولوی .