سرگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرگر. [ س َ / س ُ گ َ ] (ص مرکب ) کفشگر و کفشدوز. (برهان ). کفشگر و کفشدوز، چه سر بمعنی یک نوع کفشی است که زیر آن از چرم است و روی آن از ریسمان بافته و در شیراز متداول . (آنندراج ) : ای سنایی کسی بجد و بجهد سرگری را سخن سرای کند. سنایی (از جهانگیری ).
سرگر. [ س ُ گ َ ] (ص مرکب ) بوزه فروش و بوزه ساز، چه سر بمعنی شرابی که از آرد برنج سازند. (برهان ) (آنندراج ). بوزه گر. (جهانگیری ).