سرگردان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. گَ) (ص مر.)سرگشته، آواره.مترادفها و واژههای مرتبطآواره، دربهدر، ولو، ویلان، بیخانمانحیران، سرگشته، گیج، متحیر، مضطرب، والهبلاتکلیفواژه قبلی: سرگردواژه بعدی: سرگرم