سرگزه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرگزه . [ س َ گ َ زَ / زِ ] (اِ مرکب ) جزیه که از کفار گیرند. (آنندراج ) (غیاث ). رجوع به سرگزیت شود.
سرگزه . [ س َ گ َ زَ ] (اِخ ) دهی از دهستان سراجو بخش مرکزی شهرستان مراغه . دارای ٤٤٦ تن سکنه است . آب آن از چشمه . محصول آن غلات، نخود، کشمش، بادام، زردآلو. شغل اهالی آن زراعت و صنایع دستی، جاجیم وکرباس بافی است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).