سرگله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سرگله . [ س َ گ َ ل َ / ل ِ ] (اِ مرکب ) سردار رمه . (آنندراج ). گوسفندی که پیشاپیش گله رود و چنین گوسفند فربه تر از دیگر گوسفندان است : گوسفندی قوی که سرگله بود پایش از بار دنبه آبله بود. نظامی . ابلیس کند راهزنی راهروان را این گرگ نظر از رمه بر سرگله دارد. صائب (از آنندراج ).