سست رایی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سست رایی . [ س ُ ] (حامص مرکب ) عمل سست رای . بی تدبیری : که رای و بزرگان گوایی دهند نه از بیم و از سست رایی دهند. فردوسی . کتاب از دست دادن سست رایی است که اغلب خوی مردم بیوفایی است . سعدی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی