سست رگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. رَ) (ص مر.)<BR>۱- بی غیرت، بی - حمیت.<BR>۲- کاهل.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. رَ) (ص مر.) ۱- بی غیرت، بی - حمیت. ۲- کاهل.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سست رگ . [ س ُ رَ ] (ص مرکب ) ناتوان و کاهل و غافل وبی درد. (ناظم الاطباء). ◄ مهربان . باعاطفه . نرم خوی : و اگر این امیر یا والی سست رگ باشد و خواهد تا آن مردم را بلطف و نیکویی بدست آرد زبون و پایمال کنند. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ١٦٩).