سست زخم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. زَ) (ص مر.) نبضی که سست میزند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. زَ) (ص مر.) نبضی که سست میزند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سست زخم . [ س ُ زَ ] (ص مرکب ) نبضی که سست زند. سست قرعه . سست ضربه . (فرهنگ فارسی معین ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. زَ) (ص مر.) نبضی که سست میزند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. زَ) (ص مر.) نبضی که سست میزند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سست زخم . [ س ُ زَ ] (ص مرکب ) نبضی که سست زند. سست قرعه . سست ضربه . (فرهنگ فارسی معین ).