سست ریش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص مر.) ضعیف النفس، ساده لوح.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص مر.) ضعیف النفس، ساده لوح.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سست ریش . [ س ُ ] (ص مرکب ) احمق . (غیاث اللغات ). کنایه از احمق و بی عقل . (آنندراج ) : سخت درمانده امیر سست ریش چون نه پس بیند نه پیش از احمقیش . مولوی . که چه میگوید عجب این سست ریش یا کسی داده است بنگ بیهشیش . مولوی .