سطاره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سطاره . [ س َطْ طا رَ ] (ع اِ) مسطره . خطکش و در ادب فارسی بدون تشدید طا بکار رفته است : تو راست باش تا دگران راستی کنند دانی که بی سطاره نرفته است جدولی . سعدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سطاره . [ س َطْ طا رَ ] (ع اِ) مسطره . خطکش و در ادب فارسی بدون تشدید طا بکار رفته است : تو راست باش تا دگران راستی کنند دانی که بی سطاره نرفته است جدولی . سعدی .