سعدی | بوستان | باب هفتم در عالم تربیت | بخش ۷ - حکایت
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
شنیدم که در بزم ترکان مست مریدی دف و چنگ مطرب شکست چو چنگش کشیدند حالی به موی غلامان و چون دف زدندش به روی شب از درد چوگان و سیلی نخفت دگر روز پیرش به تعلیم گفت نخواهی که باشی چو دف روی ریش چو چنگ، ای برادر، سر انداز پیش