واژه جو

سلاح ریخته

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سلاح ریخته . [ س ِ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) در بیت زیر ظاهراً به معنی عاجز شده، تسلیم شده، آنکه سلاح افکنده باشد بنظر میرسد : من که چون گل سلاح ریخته ام هم ز خار حسد گریخته ام . نظامی .

معنی سلاح ریخته | واژه جو