واژه جو

سلاح سرد

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

گرز، نیزه، تبر، شمشیر پنجه‌بوکس زره، جوشن، کلاهخود، خود، خفتان، لباس (یراق) جنگ جلیقه ضدگلوله، کاسک، کاسکت

معنی سلاح سرد | واژه جو