سمات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سمات . [ س ِ ] (ع اِ) روشهای نیکو و صورتها و جانبها. ج ِ سمت . (آنندراج ) (غیاث ). ◄ نام دعای مشهور است که در کتب ادعیه ثبت است . (یادداشت بخط مؤلف ).
سمات . [ س ِ ] (ع اِ) داغها و نشانها. ج ِ سِمَت . (آنندراج ) (غیاث ) : و اَین والی پیوسته بقضای شهوت و نهمت مشغول بود و صفات بشریت و سمات انسانیت بطباع سباع بدل کرده . (تاریخ بیهق ص ١٣٤).