سماجت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سماجت . [ س ِ ج َ ] (ع مص ) نازیبا شدن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ (اِمص ) زشتی و عیب ناکی . (غیاث ). معیوبی . (ناظم الاطباء) : و کلمات و مقدمات او را در لباس سماجت و تقبیح عرض داده . (سندبادنامه ص ١١٣). مگر ملک هند را که بسبب سماجت و زشتی منظرراه نداد. (جهانگشای جوینی ). ◄ بی شرمی . ◄ فضاحت و رسوایی . ◄ آلودگی . ◄ اصرار در کارهای زشت . (ناظم الاطباء).