واژه جو

سمری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سمری . [ س َ م َ ] (ص نسبی ) منسوب بسمر که افسانه گویی در شب باشد. (ناظم الاطباء).

سمری . [ س َ م ُ ری ی ] (ع ص نسبی ) حیوانی که درخت سمرة یعنی درخت طلح را چرا میکند. (ناظم الاطباء).

معنی سمری | واژه جو