سنایی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۱۱۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هر دل که قرین غم نباشد از عشق بر او رقم نباشد من عشق تو اختیار کردم شاید که مرا درم نباشد زیرا که درم هم از جهانست جانان و جهان بهم نباشد با دیدن رویتای نگارین گویی که غمست غم نباشد تا در دل من نشسته باشی هرگز دل من دژم نباشد پیوسته در آن بود سنایی تا جز به تو متهم نباشد