سنایی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۱۱۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
در مهر ماه زهدم و دینم خراب شد ایمان و کفر من همه رود و شراب شد زهدم منافقی شد و دینم مشعبدی تحقیقها نمایش و آبم سراب شد ایمان و کفر چون میو آب زلال بود میآب گشت و آب میصرف ناب شد دوش از پیالهای که ثریاش بنده بود صافی میدرو چو سهیل و شراب شد