سنایی | دیوان اشعار | غزلیات | غزل شماره ۲۷
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
این رنگ نگر که زلفش آمیخت وین فتنه نگر که چشمش انگیخت وین عشوهنگر که چشم او داد دل برد و به جانم اندر آمیخت بگریخت دلم ز تیر مژگانش در دام سر دو زلفش آویخت افتاد به دام زلف آن بت هر دل که ز چشمکانش بگریخت بفروخت دل من آتش عشق وانگاه بدین سرم فرو ریخت بر خاک نهم به پیش آن روی کین عشق مرا چو خاک بر بیخت