سنایی | دیوان اشعار | قصاید و قطعات | شماره ۱۹۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای کاشکی ز مادر گیتی نزادمی یا پس چو زاده بودم جان را بدادمی چون زادم و ندادم جان آن گزیدمی کاندر دهان خلق به نیکی فتادمی نیکو چو نیست یافتمی باری از جهان آخر کسی که رازی با او گشادمی امروز بس زدی پس و بسیار بدترم فردا مباد گر بود او من مبادمی