سنبان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنبان . [ سُم ْ ] (نف ) سنبنده . سوراخ کننده : سم اسب سنبان زمین کرد پست گروها گره را گراهون شکست . اسدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنبان . [ سُم ْ ] (نف ) سنبنده . سوراخ کننده : سم اسب سنبان زمین کرد پست گروها گره را گراهون شکست . اسدی .