سنوس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنوس . [ س ُ ] (اِ) نام درختی . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ نام گیاهی و به این معنی بصورت سیوس هم آمده است . (برهان ) (آنندراج ). سندریطس است که نبات حدیدی نیز نامند. (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به سیوس شود.
سنوس . [ س ِ ] (اِ) خرمن غله ٔ کوفته که هنوز باد نداده و کاه را از دانه جدا نکرده باشند. (ناظم الاطباء).
سنوس . [ س ِ ] (اِخ ) یکی از سرداران سپاه اسکندر مقدونی که در لشکرکشی با داریوش فرماندهی سپاه را به عهده داشت . رجوع به فهرست اعلام ایران باستان شود.