سنگ بر دل نهادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنگ بر دل نهادن . [ س َ ب َ دِ ن َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از حوصله و صبر کردن . سنگینی بر دل تحمل کردن : چو برگشت از من آن معشوق ممشوق نهادم صابری را سنگ بر دل . منوچهری . هر که دل بر چون تو دلداری نهد سنگ بر دل بی تو بسیاری نهد. انوری .