سنگ بریدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنگ بریدن . [ س َ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) سنگ تراشیدن . (آنندراج ) : کوهکن را خود بناخن سنگ می باید برید جوی شیر و نقش شیرین کار هرمز دور نیست . (آنندراج از غوامض سخن بدون ذکر نام شاعر).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنگ بریدن . [ س َ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) سنگ تراشیدن . (آنندراج ) : کوهکن را خود بناخن سنگ می باید برید جوی شیر و نقش شیرین کار هرمز دور نیست . (آنندراج از غوامض سخن بدون ذکر نام شاعر).