سنگ فلاخن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنگ فلاخن . [ س َ گ ِ ف َ خ َ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سنگی که در فلاخن گذاشته درهوا اندازند و این عمل اکثر برای پرواز جانورانی است که بر درختان بارور نشیند. (آنندراج ) : راست چگونه شودت کار چو گردون راست نهاده ست بر تو سنگ فلاخن . ناصرخسرو. نیم سنگ فلاخن لیک دارم بخت ناسازی که بر گرد سر هر کس که گردم دورم اندازد. صائب (از آنندراج ).