سنگین دست
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنگین دست . [ س َ دَ ] (ص مرکب ) کسی که بتأمل و تانی کار کند. (غیاث ) (آنندراج ) : بیستون را تیشه ام در حمله ٔ اول گداخت نیست با من نسبتی فرهاد سنگین دست را. صائب (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سنگین دست . [ س َ دَ ] (ص مرکب ) کسی که بتأمل و تانی کار کند. (غیاث ) (آنندراج ) : بیستون را تیشه ام در حمله ٔ اول گداخت نیست با من نسبتی فرهاد سنگین دست را. صائب (از آنندراج ).