واژه جو

سه ضربه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سه ضربه . [س ِ ض َ ب َ / ب ِ ] (اِ مرکب ) (اصطلاح کشتی گیران ) آنکه کسی را سه مرتبه بر زمین زنند. (فرهنگ فارسی معین ) : چنانکه نراد آسمان را سه ضربه پیشی دادی، ومشعبد افلاک را در مهره بازی چون مهره ببازی داشتی . نراد آسمان را پیشی دهی سه ضربه زین روی از تو ماندم منصوبه هزار(ان ). (سندبادنامه ص ٣٠٤).

معنی سه ضربه | واژه جو