واژه جو

سه ضربه زدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سه ضربه زدن . [ س ِ ض َ ب َ / ب ِ زَ دَ ] (مص مرکب ) کسی را بسه مرتبه بر زمین زدن . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ پیشی و سبقت گرفتن : در صفت یگانگی آن صف چارگانه را بنده سه ضربه میزند در دو زبان شاعری . خاقانی . و با سغد سمرقند و غوطه ٔ دمشق لاف زیادتی میزد به اندک روزی دیار لوط و زمین سبا را سه ضربه زد. (تاریخ سلاجقه ٔ کرمان ازامثال و حکم ).

معنی سه ضربه زدن | واژه جو