سوداگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. گَ) (اِ.) بازرگان، تاجر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. گَ) (اِ.) بازرگان، تاجر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سوداگر. [ س َ / سُو گ َ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) تاجر. (آنندراج ). آنکه معاوضه کند : بر دکان بودی نگهبان دکان نکته گفتی با همه سوداگران . مولوی . سوداگران هر بلاد و دیار نفایس اقمشه وامتعه جزایر و ... (حبیب السیر). ♦ امثال : سوداگر پنیر در شیشه میخورد . سوداگر دزد مال خود است .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی