سورمق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سورمق . [ م َ ] (اِخ ) قصبه مرکز دهستان سورمق بخش مرکزی شهرستان آباده . دارای ٤٣٦٠ تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات، پنبه، انگور، بادام است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٧).
سورمق . [ م َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای دوازده گانه ٔ بخش مرکزی شهرستان آباده .حدود و مشخصات آن : از شمال ارتفاعات اعلا از خاور کوههای سیاه و فراغه، از جنوب مزارع دهستان اقلید و دشت طغور، از باختر دهستان چنار و جلگه ٔ آباده . محصولات آن عبارتند از غلات، پنبه، کشمش، بادام . از یازده آبادی تشکیل شده و نفوس آن بالغ بر ٦٢٠٠ تن است . و قرای مهم آن : دشت بیضا، فیض آباد، جوشقان و مرکز دهستان قصبه ٔ سورمق است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٧).