سورن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سورن . [ رَ ] (اِخ ) نام خانواده ای که در دوره ٔاشکانیان دارای قدرت بوده اند. رجوع به تاریخ ایران در زمان ساسانیان ص ٣، ٩، ٦٣، ٦٥، ٨١ ٢٠١، ٢٥٠ شود.
سورن . [ رَ ] (ترکی، اِ) اﷲاکبر یا مثل آن گفتن لشکریان به آواز بلند در هنگام تاختن بر خصم . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). و بعضی گویند های و هویی که اتراک وقت محاربه کنند. (آنندراج ) : سپه کار بیکار برخاستند گورگه زده سورن انداختند. شرف الدین علی یزدی (از آنندراج ). ز هر دو طرف سورن انداختند هزبرانه بر یکدگر تاختند. ملا عبداﷲ هاتفی (از آنندراج ). و خروش سورن و نای زرین بنیان حصارسپهر دوار را متزلزل گردانید. (حبیب السیر ج ٣ ص ٢٥٢). و غریو کرنای و سورن ارکان عالم را متزلزل میگردانید. (حبیب السیر).