سوزن پر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سوزن پر. [ زَ پ َ ] (اِ مرکب ) رجوع به سوزن بال شود : دیده از او بیضه ٔ سوزن پر است بخیه زن جامه ٔ خشک و تر است . سالک قزوینی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سوزن پر. [ زَ پ َ ] (اِ مرکب ) رجوع به سوزن بال شود : دیده از او بیضه ٔ سوزن پر است بخیه زن جامه ٔ خشک و تر است . سالک قزوینی (از آنندراج ).