سوقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سوقی . (ص نسبی ) بازاری به معنی دکاندار نیز آمده است . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء) : کند سوقیی سیب را خانه رس ولی خوش نیاید بدندان کس . نظامی . ◄ (اِ) اسم یونانی تین است .(تحفه ٔ حکیم مؤمن ). تین . انجیر. (یادداشت بخط مؤلف ).