سوکی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سوکی . (اِخ ) دهی است از دهستان مال اسد بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد. دارای ١٢٠ تن سکنه . آب آن از چشمه ها. محصول آنجا غلات، صیفی، لبنیات . شغل اهالی زراعت و گله داری است . ساکنین از طایفه ٔ مال اسد هستند و در زمستان به قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٦).
سوکی . (ص نسبی ) عزادار. سوکوار : هوا شد چو سوکی ز گرد نبرد زمین چون پر از خون تن کشته مرد. اسدی . بسان تن بی روان بد زمین هوا چون دژم سوکیی دل غمین . اسدی .