واژه جو

سپاروک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

سپاروک . [ س َ ] (اِ) کبوترکه بعربی حمام گویند. (برهان ) (آنندراج ). کبوتر است و آن را سماروک نیز گویند. (جهانگیری ) : سپاروک ارچه اوج چرخ گیرد کجا گردد رها از مخلب باز. قطران (از جهانگیری ). رجوع به سباروک و سماروک شود.

معنی سپاروک | واژه جو