سپر ساختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سپر ساختن .[ س ِ پ َ ت َ ] (مص مرکب ) پناهگاه ساختن : بر آن گری تو که از صبر همچو تیغ خطیب به پیش صاعقه ٔ هجر تو سپر سازد. مجیر بیلقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سپر ساختن .[ س ِ پ َ ت َ ] (مص مرکب ) پناهگاه ساختن : بر آن گری تو که از صبر همچو تیغ خطیب به پیش صاعقه ٔ هجر تو سپر سازد. مجیر بیلقانی .