سپندارمذ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سپندارمذ. [ س ِ پ َ م َ ] (اِخ ) نام فرشته ای که موکل زمین و درخت ها و جنگلها است و مصالح این ماه بدو تعلق دارد. (برهان ). فرشته ٔ نگهبان زمین و گاه هم خود زمین بشمار رفته . (مزدیسنا و... تألیف معین ص ٤٣٢). سپندارمذ برگشاید زبان برون افکند گنجهای نهان . زراتشت بهرام (از مزدیسنا و... تألیف معین ).
سپندارمذ. [ س ِ پ َ م َ ] (اِ مرکب ) بمعنی اسفندارمذ است که ماه دوازدهم از سال شمسی باشد. (برهان ) (آنندراج ) : سر آمد کنون قصه ٔ یزدگرد بماه سپندارمذ روز ارد. فردوسی . همی رفت سوی سیاوخش گرد بماه سپندارمذ روز ارد. فردوسی . ◄ نام روز پنجم از ماه شمسی است . این روز را فارسیان بنابر قاعده ٔ کلیه که پیش ایشان معمول است که چون نام ماه با نام روز موافق آید عید کنند، در این روز جشن سازند و عید نمایند، نیک است رخت پوشیدن و درخت نشاندن در این روز به اعتقاد ایشان . (برهان ) (آنندراج ) : ز چین روی یکسر به ایران نهاد بروز سپندارمذ بامداد. فردوسی . سپندارمذروز خیز ای نگار سپند آر ما را و جام می آر. مسعودسعد. ◄ زمین . (برهان ) (آنندراج ). برای تمام معانی رجوع به اسپندارمذ و اسفندارمذ شود.