سیاه روزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیاه روزی . (حامص مرکب ) عمل و حالت سیاه روز. بدبخت، سیاه روز بودن : گرم ز لطف سیه روز خود خطاب کنی سیاه روزی من کار آفتاب کند. حکیم کاشانی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیاه روزی . (حامص مرکب ) عمل و حالت سیاه روز. بدبخت، سیاه روز بودن : گرم ز لطف سیه روز خود خطاب کنی سیاه روزی من کار آفتاب کند. حکیم کاشانی (از آنندراج ).