سیاه روز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیاه روز. (ص مرکب ) بدبخت . بی نصیب . بی طالع. (ناظم الاطباء).کنایه از ماتمی و مصیبت زده . (آنندراج ) : از زندگی بتنگند دائم سیاه روزان ذوق چراغ ماتم از زیستن ندارد. صائب (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیاه روز. (ص مرکب ) بدبخت . بی نصیب . بی طالع. (ناظم الاطباء).کنایه از ماتمی و مصیبت زده . (آنندراج ) : از زندگی بتنگند دائم سیاه روزان ذوق چراغ ماتم از زیستن ندارد. صائب (از آنندراج ).