سیاه پوشی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیاه پوشی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) سیاه پوشیدن : تا جهان داشت تیزهوشی کرد بی مصیبت سیاه پوشی کرد. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیاه پوشی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) سیاه پوشیدن : تا جهان داشت تیزهوشی کرد بی مصیبت سیاه پوشی کرد. نظامی .