سیاه پیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیاه پیر. (اِ مرکب ) غلام پیر. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). مسن . سالخورده . بسیار پیر. (ناظم الاطباء) : با خوی سرکش او آتش سخن پذیر است با خط تازه ٔ او ریحان سیاه پیر است . صائب (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیاه پیر. (اِ مرکب ) غلام پیر. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). مسن . سالخورده . بسیار پیر. (ناظم الاطباء) : با خوی سرکش او آتش سخن پذیر است با خط تازه ٔ او ریحان سیاه پیر است . صائب (از آنندراج ).