سیخگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیخگاه . (اِ مرکب ) جایی از اندام ستور که چون بر آن سیخک زنند تند رود : کلکت که ز نوک او چکد بحر خوش یافته سیخگاه کان را. نورالدین ظهوری (از آنندراج ). مراد آن است که کسی بداند که به چیزی شخصی را از جا میتوان درآورد و آن شخص به چه چیز از جا درمیاید. (برهان ).