سیر شدن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
بیزار شدن، نفرتزده شدن، بیمیل شدن، بیرغبت گشتن، ملول گشتن، متنفر شدن، دلزده شدن (متضاد: راغبگشتن، مشتاق شدن) خسته شدن دستکشیدن، رها کردن، گریزان شدن اشباع شدن (متضاد: گرسنه ماندن، گرسنه شدن) بینیاز گشتن، مستغنی شدن