سیر
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
بیزار، گریزان، متنفر، نفور (متضاد: راغب) زده، دلزده، وازده (متضاد: مشتاق، امیدوار) اشباع، خشنود، سیراب، قانع (متضاد: گرسنه) پررنگ، تند، تیره (متضاد: کمرنگ) پر، مشبع ثوم هفتادوپنج گرم کامل، درست، حسابی
حرکت، دور، دوران، گردش (متضاد: سکون) تفرج، تماشا، سیاحت، گشت، مسافرت تتبع، مطالعه، بررسی وتفحص سلوک حرکت کردن، گردش کردن جابهجایی
رفتارها، روشها، سیرتها سنتها، سنن طریقتها، مذاهب