سیرآهنگ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیرآهنگ . [ هََ ] (ص مرکب ) بلندآهنگ . در اینجا لفظ آهنگ به معنی آواز است . (غیاث ) (آنندراج ) : ذره تا خورشید گلبانگ اناالحق میزند نغمه ٔ خارج ندارد ساز سیرآهنگ عشق . صائب (از آنندراج ). ◄ راضی . خشنود. ◄ جوانمرد. سخی . (ناظم الاطباء).