سیف الدوله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیف الدوله . [ س َ فُدْ دَ ل َ ] (اِخ ) لقب محمودبن ابراهیم بن مسعودبن سبکتکین است . رجوع به تاریخ گزیده ص ٣٨٩، آثار الباقیه ص ١٣٣ و ابراهیم بن مسعود شود.
سیف الدوله . [ س َ فُدْ دَ ل َ ] (اِخ ) ابن منقذ. کامل بن علی بن مقلدبن نصربن منقذ کنانی معروف به ابن منقذ. از امرای صلاحیة متولد ٥٢٦ و در سال ٥٨٩ هَ . ق . در قاهره درگذشت . (از اعلام زرکلی ج ٣ ص ٨٠٧).
سیف الدوله . [ س َ فُدْ دَ ل َ ] (اِخ ) ابوالحسن علی بن عبداﷲبن تغلبی . وی در میافارقین بسال ٣٠٣ هَ . ق . بدنیا آمد. و مردی شجاع، مهذب و عالی همت بود.بشام رفت سپس به حلب برگشت و بسال ٣٥٦ در میافارقین درگذشت و در همانجا دفن شد. وی به کرم و عطا شهرت دارد. اولین کسی از خاندان آل حمدان که حلب را مالک شدوی بود. رجوع به اعلام زرکلی ج ٢ صص ٦٧٨ - ٦٧٩ شود.