سیماب آتشین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
سیماب آتشین . [ ب ِ ت َ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب عالمتاب است و سیماب آتشی هم میگویند. (برهان ). آفتاب . (فرهنگ رشیدی ) (آنندراج ) : چون آه عاشق آمد بر آتشین معنبر سیماب آتشین زد در بادبان اخضر. خاقانی . ♦ سیماب آتشین سر ؛ سیماب آتشین است که کنایه از خورشید عالم آرا باشد.(برهان ).